|
زمانی یکی از فایلهای جوملا (نام یک برنامه تحت وب) را ترجمه کرده بودم. یکی از دوستان که متن را خوانده بود، روی خط اول دقیق شده بود که فلانی این در متن مبدا نیست. «فکر نمی کنم درست باشد که چیزی را که ]در متن مبدا[ نیست، در ترجمه اضافه کنی.» خط اول، عبارت «بسمه تعالی» بود که من به حسب عادت و البته دقت در ابتدای همه دست نوشته ها اضافه می کردم. راست می گفت. او ناخود آگاه به اصل «وفاداری به متن مبدا» اشاره می کرد که غالب دانشجویان مترجمی آنرا در دانشگاه فرا گرفته اند. «یک مترجم باید از کم و زیاد کردن متن مبدا اجتناب کند و معنی را آنگونه که هست به زبان مقصد برگرداند.»
از منابع دانشگاهی این گونه استنباط می شود که اضافه کردن حتی یک کلمه بیش از متن مبدا، خیانت به مولف و نویسنده اصلی و در واقع خلاف اخلاق حرفه ای است. البته متخصصان فن ترجمه استثنائاتی را هم ذکر می کنند که بر اساس آن در جایی که معنی به درستی منتقل نشود، مترجم مجاز است کلمات و یا عباراتی را به متن ترجمه بیفزاید و یا کم کند. در اینجا اگرچه کلمات و عباراتی به متن مقصد اضافه شده است، لیکن همه تصرف در خدمت انتقال متن مبدا و نه حذف و یا افزودن معنی ماسواست. ) بسیار خوب، به نظرم داستان ترجمه فایل جوملا تمام نشد. خوب از آنجا که من آدم سازگاری هستم نظر آن دوست گرامی را پذیرفتم و عبارت «بسمه تعالی» را از متن ترجمه حذف کردم. بعد جای خالی آنرا با این کلمات پر کردم: «به نام آنکه جان را فکرت آموخت.»( قبل از آنکه به خیانت در امانت متهم شوم بد نیست ذهن شما را با یک سوال مشغول کنم: اساسا آیا لازم است که یک مترجم به همه اصولی که چامسکی، نیومارک و دیگران مطرح می کنند وفادار باشد؟ هری پاتر ایرانی مدتی پیش وقتی ترجمه کتاب هری پاتر خانم جی.کی رولینگ روانه بازار شد، صدای اعتراضات بلند شد که چرا این کتاب بدون بازنگری و مطابقت با فرهنگ داخلی ترجمه و منتشر شده است؟ (بزبان عامه چرا سانسور نشده است؟) اینکه دست معترضین به یقه چه کسی رسید، و یا اصلا رسید یا نرسید؛ بماند! اما بی شک کسی مترجم را به جهت وفاداری به کتاب خانم رولینگ مؤاخذه نمی کند. همه یا هیچ: سابقاً کارگردانی را می شناختم که نظرات جالبی داشت و آتش تندی که البته کنار آن زیاد دوام نیاوردم. می گفت: فلان فیلم خارجی را دیده ای؟ فلان بازیگر زن 70 دقیقه بازی کرد. اما سانسورچیهای ایران تشخیص دادند که ایشان فقط باید 5 دقیقه نمایش داده شود. «آقا...؛ یا فیلم را پخش نکنید و یا اگر می کنید؛ کامل پخش کنید...» معتقد بود که کسی حق ندارد در اثر هنری دخل و تصرف کند و ― اگر کمی دایره بحث را وسیعتر کنیم ― از «وفاداری به اثر مبدا» حرف می زد. ) چند لحظه صبر کنید: قرار نیست بجای بحث ترجمه، از کیفیت سانسور در تلویزیون و اینکه چرا کلمه «سانسور» مدتهاست اشتباها! بجای کلمه «حذف» استفاده می شود؛ صحبت کنیم!( تو حق نداری...! همه ما می دانیم که در ایران یک دیوار بلند ممیزی بود که به قول عوام کار سانسور تالیف، تصنیف، ترجمه، فیلم و ... را برعهده داشت. البته «بود» نه به این معنی که دیگر نیست. منظور اینکه این دیوار کوتاه و بلند می شود. (سخت نگیرید! همه دیوارها بر اثر زمان کوتاهتر می شوند. این طبیعت دیوار است.) واقعیت اینست که کشور ما برای جبران عقب ماندگی ها به محصولات علمی، ادبی و هنری غرب نیاز دارد. از این رهگذر، مترجمان در نقش پایانه های علمی کشور امکان استفاده از این محصولات را برای قشر دانشگاهی و اصحاب علم مهیا می کنند. پر واضح است که در برهه کنونی به لحاظ کثرت و تنوع آثار، کما فی السابق این امکان وجود ندارد که همه آثار ترجمه شده از فیلتر ممیزی دولتی بگذرند؛ و طبیعی است که با وفاداری صادقانه مترجمان به متون مبدا، مرزهای فرهنگی کشور هر روز آماج هجوم سیل آسای فرهنگ غرب قرار گیرد. در دانشگاههای ما غالبا همه چیز آنطور که در غرب جاری و ساری است، تدریس می شود و متاسفانه سازوکار مناسبی برای بومی سازی مطالب طراحی نشده است. یک کتاب معارف اسلامی، تاریخ انقلاب و چند عکس امام که در صفحات نخست کتاب چاپ می شود؛ اینها تقریبا همه چیزی است که قرار است فرهنگ متعارف کشور را به دانشجو منتقل کند. از طرف دیگر چهار پنج سال این عبارات در گوش دانشجوی مترجمی زمزمه می شود: «به متن مبدا وفادار باش. حق نداری دخل و تصرف کنی. و اگر چنین کردی مترجم خوبی نیستی!» از این رو چهار سال بعد، وقتی مترجم در یک متن زیست شناسی، شیمی و یا حتی ادبی به مثال و یا عبارتی بر می خورد که با فرهنگ جامعه او ضدیت دارد، براحتی آن را همانطور که هست ترجمه می کند و حتی لحظه ای در مورد تغییر آن تامل نمی کند. در واقع یک مترجم ایرانی فقط ترجمه می کند. اما در مورد بومی سازی مطالب بهیچ وجه احساس مسئولیت نمی کند. چرا که در نظام فرهنگی کشور هیچ نقشی در این رابطه برای مترجمان تعریف نشده است. بومی سازی: اولین باری که روی این لغت دقیق شدم، زمانی بود که آن را از زبان یک مهندس کامپیوتر شنیدم. او در حال انجام پروژه ترجمه لینوکس و به قول خودش «بومی سازی» بود. (معروف است که پروژه فارسی سازی لینوکس به بچه های دانشگاه شریف داده شده که آن را به فارسی برگردانند.) این کلمه را در مقابل«Localization» بکار می برد و منظورش ترجمه بود؛ و احتمالا تغییراتی مثل راست به چپ کردن، تقویم شمسی و ... هم به ترجمه اضافه شود. در حال حاضر عبارت «بومی سازی» در شاخه های مختلف علمی و صنعتی کاربرد دارد: بومی سازی فرهنگ، بومی سازی تکنولوژی، بومی سازی ماشین آلات، بومی سازی تجارت... اینها عباراتی است که بارها شنیده اید. تعریف: از فرآیندی که به منظور سازگار نمودن یک عنصر وارداتی (اعم از نرم افزار و یا سخت افزار) با محیط جدید انجام می شود با نام بومی سازی یاد می شود. معمولا هر عنصر وارداتی با متن یا متون خارجی وارد می شود. از این رو غالبا ترجمه، رکن اصلی عملیات بومی سازی بحساب می آید. نکته حائز توجه اینکه بومی سازی صرفا به ترجمه محدود نمی شود. بلکه بسته به نوع عنصر خارجی، عملیات دیگری هم باید انجام شود تا فرآیند بومی سازی در ابعاد مختلف علمی، اجتماعی، اقلیمی و فرهنگی کامل شود. مسامحه در انجام هریک از مراحل فوق می تواند روند پیشرفت یک جامعه را با مشکلات جدی مواجه کند. وفادار یا بزدل؟ در بومی سازی آثار رسانه ای که از ابعاد فرهنگی قویتری برخوردارند، مسئله بومی سازی فرهنگی از حساسیت فوق العاده ای برخوردار است. کتاب، نوار، تصویر و صدا از این دسته اند. تقریبا همه این آثار قبل از انتشار در بین اقشار مختلف جامعه، ترجمه می شوند. آنگاه بخشی از این مجموعه پس از گذر از فیلتر ممیزی(و احتمالا اصلاح بخشی از مطالب) مجوز انتشار می گیرند. اما طیف نسبتا وسیعی از این آثار، بجهت انتشار در اینترنت و یا انتشار غیر رسمی، نیازی به گذر از این فیلتر ندارند و گاه آنطور که نباید منتشر می شوند. در واقع بومی سازی فرهنگی در کشور ما به معنای حذف بخش یا بخشهایی از یک اثر است. یک کار نامعقول و خشن که در بسیاری از موارد با اعتراض مواجه می شود. در حالیکه می شود دانشجویان مترجمی را از همان ابتدا طوری آموزش داد تا حساسیت های فرهنگی جامعه خود را بشناسند و متون ترجمه شده را قبل از بازنگری ممیزیها، بشکلی هنرمندانه با فرهنگ خودی تطبیق دهند. دانشجو باید یاد بگیرد که وفاداری به فرهنگ خودی از وفاداری به هر متنی واجب تر است. و بیاموزد که بومی سازی صرفا به معنای حذف بخشی از اثر نیست. بلکه هنری است که بوسیله آن می تواند گاه با یک تغییر ظریف، با از بین بردن اثر منفی متن مبدا، معنی آن را به بهترین شکل منتقل نماید. گو اینکه در پاره ای موارد، حذف بخشی از یک اثر به شجاعتی نیاز دارد که هر کسی ندارد! مسئولین فرهنگی بدانند: تا زمانی که کشور در مقام وارد کننده علم قرار دارد، نقش مترجمان یک نقش مهم و تعیین کننده است. لذا اصلاح برنامه آموزشی رشته مترجمی باید در صدر اصلاحات نظام آموزش عالی قرار گیرد. بطوریکه دانشجو جایگاه و مسئولیت خطیر خود را درک کند و مهارتهای لازم برای انجام موفقیت آمیز آن را بدست آورد. بحث اين مقاله در تالارها (0ارسالها) |